خرید بک لینک
من خمیازهی جلسههای متوالیام، پوست پرتقالهای جلسه مدیران دور سر من حلقه میشود. من عددم، رقمم، اکسلهای متعددم. من اعتبارم؛ انباشته میشوم پشت فعالان مدنی. من روبان قرمزم. قیچی میشوم، افتتاح میشو

برچسب: نویسنده: سپیده صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:13

از همهی آن روزهای غریب، یک روز، نه، یک دقیقه به من سنجاقتر شده. به پیراهنم سنجاق نشده، به تنم شده؛ برای همین هم هست که این خاطره، خونیست. برای همین که رو به جادهی منتهی به بندِ امیر، بدون اینکه سر

برچسب: نویسنده: سپیده صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:13

آهای آقای جاافتادهی عینک ذرهبینی موسفیدکرده!هیچوقت این را نمیخوانی. ولی ازت ممنونم. ممنونم که پشتِ اعتراضم به پانصد تومان کرایه اضافه گرفتنِ راننده درآمدی. ممنونم که وقتی به اعتراض پیاده شدم، رو

برچسب: نویسنده: سپیده صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:13

به کودکی که دیروز متولد شده. تو اولین نیستی. پنجمین نوهای. ما بزرگ شدن نوزادان را از بحریم. هضم اینکه تو این اندازه کوچکی یا باور اینکه تو همانی هستی که نه ماه از روی شکم مادرت تصورت میکردیم، کار س

برچسب: نویسنده: سپیده صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:13

پرچم سنگین و بزرگی دارم که هر لحظه به دوشش میکشم؛حتی وقتی غیری نیست و پرچم را برداشتهام، جای خالیاش را -که همان اندازه سنگین است- بر شانههایم احساس میکنم. فرقش با دیگر پرچمها این است که منحصر به

برچسب: نویسنده: سپیده صالحی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:13

صفحه بندی